حمد الله مستوفى قزوينى

481

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

185 برآورده دستِ ستم سربه‌سر * برآختندى [ كينه ] « 1 » همى بوم‌وبر اسد رفت با لشكرش پيشباز * شدند از دو رويه سپه رزمساز بسى جنگ كردند و انجامِ كار * اسد شد زبون در صف كارزار گريزان ز تركان از آوردگاه * به شهر نشابور شد با سپاه درآورد خاقان خراسان به دست * به فرمانروايى در آنجا نشست 190 ز جيحون زمين تا دَرِ طالقان * درآمد به فرمانِ او آن زمان اسد در خراسان زِ هرجايگاه * كه در حكم او بود ، خواندى سپاه سپاهى فراوان بَر او گِرد گشت * دگر ره سوى مروشهجان « 2 » گذشت به پيكارِ خاقان بكوشيد مرد * كه او را از آن مملكت دور كرد گذر كرد خاقان و قومش ز آب * اسد گشت از آن مملكت كامياب ذكر مخالفان عراق و قتلشان به حُكم خالد « 3 » 195 وز اين‌رو مخالف به ملك عراق * همى راست مىكرد سازِ نفاق ز هرگوشه هريك به هرچندگاه * برون آمدى و شدى رزمخواه يكى بُد مغيره ز تخم سعيد * كه جادو چنان كس نديد و شنيد به سِحرش بسى مردمان را ز راه * ببُرد و ز خالد شدند رزمخواه پس از جنگِ بسيار خالد برو * ظفر يافت و كردش روان خون به جو 200 دگر عنّزى « 4 » نام مردى دلير * كه بودى چو روبَه بَرش نرّه شير عرب صاحب البحر كردش لقب * بَر او گِرد گشتند بىمَر عرب ز روى دليرى و فرط شتاب * يكى بُد برش خشكى و ژرف آب ميان عرب نامِ او شد بلند * ز كارش به مردم رسيدى گزند فرستاد خالد سپه چند بار * به جنگش وز او جمله گشتند خوار 205 سرانجام از او شد به خود جنگجو * درآورد از لشكرش خون به جو

--> ( 1 ) ( ب 185 ) . در اصل : « كينه » نيامده است . ( 2 ) ( ب 192 ) . در اصل : مرو سهجان . ( 3 ) عنوان . : خالد بن عبد اللّه القسرى . ( 4 ) ( ب 200 ) . در اصل : ؟ ؟ ؟ عنرى .